صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 36

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

نادرشاه ضمن توجّه به ملوك نمىتوانست دعاوى سلسله‌اى آنان را برتابد و نكتهء قابل توجّه اين است كه از همين منطقهء سيستان شورشى جدّى بر ضد او آغاز شد و على شاه كه سپس عادلشاه شد و بر او شوريد و پس از مرگ نادرشاه ، نخستين فرمانرواى افشارى گرديد ، از سيستان و به يارى سيستانيان شورش خويش را ساماندهى كرد . پس از آن ملوك نيمروز رويارو با قدرت نو ظهور درّانيان در قندهار و كابل شدند و همين امر براى مدّتى رابطهء ملوك را با پايتخت‌هاى ايران در مشهد ، شيراز و سپس تهران دچار ركود كرد . به نظر مىآيد در دهه‌هاى نخستين سلطنت قاجاريان و به دليل درگيرى جدّى دولت ايران در يورش روسيه به قلمرو ايران در شمال رود ارس ، ميزان رابطهء ملوك نيمروز با دولت مركزى به پايين‌ترين حدّ خود رسيده بود . دولت قاجار عملا طىّ اين سال‌ها بيشترين توجّه خويش را به مرزهاى غربى و شمالى معطوف كرده بود و با اينكه كوشيد تا با اعزام محمّد ولى ميرزا به خراسان و سركوبى نادر ميرزا افشار و پس از آن تكاپوهاى عباس ميرزا ، نشان دهد كه از امور شرق ايران غافل نيست ، با اين همه ، ثبات مرزهاى شرقى ايران در عهد قاجاران تا دوران ناصر الدّين شاه همچنان دستخوش آشفتگى بود و در دورهء اين پادشاه قاجارى نيز با مداخلهء انگلستان و روسيه روندى يافت كه به زيان جهان ايرانى منجر گرديد . طىّ همين دوران بود كه بازماندگان و آخرين ملوك نيمروز در سيستان در تكاپويى محلّى بر آن بودند تا از راه ايجاد اتّحاد سياسى و حتّى خانوادگى با قدرت‌هاى مجاور خويش ، همچنان در سيستان حكومت كنند و در عهد همين آخرين ملوك بود كه در عين حال ، آخرين نمايندهء سنّت تاريخ‌نويسى ملوك نيمروز يعنى شجرة الملوك پديدار شد . شجرة الملوك : نسخهء خطّى در پژوهش‌هاى سيستان‌شناسى ، طيف گسترده‌اى از منابع متنوّع تاكنون شناخته شده و يا مورد استفاده قرار گرفته‌اند . اين آثار شامل دو دسته‌اند . بخشى از آنها در گروه تاريخ‌نويسى ملوك نيمروز قرار مىگيرند كه تاريخ سيستان و احياء الملوك از اين نوع‌اند .